عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

66

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

شما رايزنى كنم . گويد : دست از او برداشتند ، سعيد بن جبير مىگفته است : از ابن عباس شنيدم مىگفت ؛ به خدا سوگند از آن پس ميان بنى اسرائيل هيچكس بهتر و برتر از او نبود . 18 - پادشاهى از پادشاهان از ثابت و حميد روايت شده است كه از قول بكر بن عبد اللّه مزنى نقل مىكرده‌اند كه مىگفته است : به روزگاران گذشته و پيش از شما پادشاهى بود كه نسبت به خداى عز و جل سركشى مىكرد ، مسلمانان « 28 » با او به جنگ پرداختند و او را سالم به اسيرى گرفتند و درباره چگونگى كشتن او رايزنى كردند و رأى آنان بر اين قرار گرفت كه براى او خمره‌اى بزرگ فراهم آرند و او را در آن نهند و زير آن آتش برافروزند و او را پيش از آنكه مزه شكنجه را بر او نچشانند نكشند . گويد : چنان كردند ، او شروع به فراخواندن يك‌يك الاهه‌هاى خود كرد و مىگفت : اى فلان به پاس عبادتى كه ترا مىكردم و نمازى كه براى تو مىگزاردم و دست بر چهره‌ات مىكشيدم مرا از اين گرفتارى كه در آنم رهايى بخش ، و چون ديد ، آنان كارى براى او نمىسازند ، سر بر آسمان برداشت و « لا إله الا اللّه » بر زبان آورد و خالصانه خدا را فراخواند . خداوند آبراهه‌اى از آسمان بر او گشود و آن آتش را خاموش ساخت ، توفانى بيامد و آن خمره را برداشت و ميان آسمان و زمين به گردش آمد و او همچنان « لا إله الا اللّه » مىگفت . خداوند او را در سرزمينى كه مردمش خداى عز و جل را نمىپرستيدند فروآورد و او همچنان « لا إله الا اللّه » مىگفت . آن قوم او را از آن خمره بيرون آوردند و گفتند : واى بر تو ترا چه مىشود ؟ گفت : من پادشاه فلان قوم هستم و داستان من و گرفتارىام چنين و چنان بود ، و آنان چون داستان او را شنيدند ايمان آوردند . 19 - پادشاه كنعان اسحاق بن بشر مىگويد : از قول ابن سمعان « 29 » از يكى از اهل علم به كتابهاى پيشينيان

--> ( 28 ) . خوانندگان ارجمند توجه دارند كه مقصود از مسلم و مسلمان پيروان اديان الهى به روزگار خود است . ( 29 ) . عبد اللّه بن زياد بن سمعان از راويان ضعيف قرن دوم هجرى است كه شهره به دروغ‌پردازى بوده است ؛ لطفا به شماره 4324 ميزان الاعتدال ذهبى ، چاپ محمد على بجاوى ، مصر مراجعه فرماييد .